نوجوانی به صورتی که امروز آن را میشناسیم پدیده ای نسبتاً جدید است و قبل از قرن بیستم کسی نوجوانی را به هیچ وجه به منزله ی دوره ای یا مرحله ای از تحول قلمداد نمی کرد، کودکان با رسیدن به بلوغ بلافاصله به عنوان کارآموز در جهان بزرگسالان قدم می نهادند. پس آشنایی با مفهوم نوجوانی از ره آوردهای روانشناختی در گستره ی جدید تمدن است.
نوجوانی به پهنه ی سالهای اطلاق می شود که کودکی را به بزرگسالی می پیوندند. شروع نوجوانی با تغییرات بدنی همزمان میشود و درنتیجه ردیابی ظاهری آن آسان تر است، در حالی که پایان آن بر حسب شکلگیری ساخت های عقلی و تغییرات عاطفی و اجتماعی نوسانی تر در نظر گرفته شده است. به همین دلیل، برای کسانی که به ضابطه های ظاهری تکیهکرده اند شروع نوجوانی را زیست شناختی و پایان آن را فرهنگی دانسته اند.